آشنایی باعوامل تاثیرگزارفرهنگی موثردرصنعت گردشگری
مقدمه
کلید واژه ها ( تعاریف: توریست، توریسم، سازمان گردشگری، گردشگری)
انواع گردشگری
اهمیت صنعت گردشگری
شناخت تاثیرات صنعت گردشگری
اثرات اقتصادی گردشگری
آثار گردشگری فرهنگی
نقاط قوت گردشگری ایران
تحلیلی بر آثار فرهنگی گردشگری
راهکارها
مقدمه
واژه توریست وتوریسم نگاران و فرهنگ نویسان
به کسی توریست می کفتند که برای تجدید نیرو رفع خستگی و خود سازی از راه آ شنایی اقوام و ملل گوناگون و شناخت پدیده های هستی به مسافرت می رود.لزوم ارزیابی دقیق درآ مدها و هزینه های توریسم در یک کشور ضرورت تعریفی روشن از توریسم و توریست را در نشان می دهد، گردشگرشخصی است که محل اقامت خود به مکان مکان دیگری سفر کند حداقل یک شب و حداکثر یک سال در آن مکان با قی ماند بماند- این سفر صرفا نبا ید به دلیل اهداف تجاری باشد.
تعریف سازمان گردشگری
به عبارت دیگر گردشگری به مجموعه فعالیتهایی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک به مقصد اقامت بارگشت و حتی یادآوری خاطرات آن این فرایند شامل هر فعالیتی از قبیل برنامه ریزی سفر ، نیز می شود. مسافرت گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می دهد .نظیر خرید کالا های مختلف و تعامل میان میزبان و میهمان را نیز در بر می گیرد. به طور کلی می توان هر فعالیتی و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک سیاحتگر اتفاق می افتد گردشگری تلقی کرد..
همچنین گردشگری عبارت است از مجموعه ای از فعالیتها پدید ه ها و روابطی که از مسافرت و اقامت مردم سفر محلی غیر از محل اقا مت دائمشان به وجود می اید و این امر تا زمانی صادق است که فراغت حاکم است که طی آن پولی که در محل سکونت موقت نیز هزینه می شود. و گردشگر بیشتر نوعی فعالیت در اوقات بازدید یا مقصد مسافرت به دلخواه مسافر کسب و جمع آوری شده است
برخی از نویسندگان ، گردشگری را فعالیتی اجتماعی توصیف می کند که در بر گیرنده رفتار انسانی،است
این تعریف را می توان شکلی از توسعه مفهومی این واژه در استفاده از منابع طبیعی و تعامل با محیط دانست.
در تعریف دیگری گردشگری داخلی به شرح زیر توصیف شده است:
گردشگر داخلی کسی است که از محل اقامت خود حداقل ۵۰ مایل دور شده و برای اهدافی از قبیل ، امور کاری ، تفریح ، شخصی و استراحت در محلی اقامت گزیند، مدت اقامت او میتواند کمتر از یک شب یا بیشتر باشد.سفر های بین محل کارو سکونت در این تعریف قرار نمی گیرد.
▪گردشگر داخلی: ساکنان یک کشور که فقط داخل آن کشور مسافرت میکنند.
▪ گردشگر خارجی :گردشگری درون مرزی افرادی که ساکن یک کشور نیستند و به آن سفر میکنند.
گردشگری برون مرزی افراد ساکن یک کشور که به خارج از آن سفر میکنند.
میشود ،
آما گردشگری یک فعالیت اقتصادی چند بخشی است، به همین دلیل از دید اقتصاد دانان و دولتمردان آنرا هم در تعریف و هم مدیریت آن بسیار دشوارمی دانند. به طور خلاصه می توان نتیجه گرفت که برای شناخت و برسی گردشگری یک شیوه یا نحوه بر خورد کفایت نمی کند و باید با دیدی نظام گرا وسیستمی به مطا لعه گردشگری پرداخت.
به کمک رشته های علمی کوناگون، مانند اقتصاد ، بازرگانی ، تاریخ،جغرافیا ،جامعه شناسی و......می توان درباره صنعت گردشگری تحقیق کرد.
مارتین اوپرمان و دیوید ویور با توسعه تعریف مک اینتاش ، گردشگری را به شکل زیر تعریف نموده اند:
گردشگری مجموعه پدیده هاو روابط ناشی ازتعامل بین گردشگران،عرضه کنندگان کسب وکار،حکومتهای مقصد،جوامع میزبان،حکو متهای مبدا، دانشگاهها ،آ موزشگاههای حرفه ای و سازمان های غیر حکو متی ، در فرایند جذب ، جابجایی، میزبانی و مدیریت گردشگران و سایر بازدید کنندگان.
ویور و اوپرمان با افزودن حکو متهای مبدا ، دانشگاهها، آموزشگاههای حرفه ای و سازمانهای دولتی،لیست ذینفعان گردشگری را توسعه داده
در سالهای اخیر گردشگری به عنوان صنعت بدون دود، منبع درآمد سرشار در تجارت جهانی و عنصر مهمی در بهبود و تنظیم موازنه بازرگانی و تراز پرداختهای بسیاری از کشورها شده است، این صنعت یک صنعت منحصر به فرد اقتصادی تلقی شده و طرفداران بسیاری دارد.رشد قابل توجه و چشمگیر گردشگری در پنجاه سال اخیر نشان دهنده اهمیت فراوان اقتصادی و اجتماعی این پدیده است. توسعه گردشگری موجب رونق اقتصادی و کاهش فقر میشود همچنین تأثیر به سزایی در افزایش درآمد و کاهش بیکاری و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش رفاه اجتماعی دارد. علاوه بر آن گردشگری عاملی است برای گفتگوی بین فرهنگها و تمدنها و از نظر سیاسی نیز، روابط بین ملل و دول را متعادلتر و نزدیکترمیسازد.از لحاظ مذهبی نیز بسیاری از ادیان تأکید ویژهای بر سیر و سفر در نقاط مختلف جهان به منظور کسب علم و دانش داشتهاند.
کشورهایی که در صنعت گردشگری فعال میشوند میلیونها گردشگر را جذب می نمایند، در کنار تولیدات انبوه صنعتی کم ارزش، در زمینه تولیدات هنری با کیفیت عالی به مقدار کم ولی با ارزش زیاد نیز موفق میگردند.
از سوی دیگر به دلیل زیرساختهای تکنولوژیکی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده در قرن بیست و یکم پدیده گردشگری یک واقعیت اجتنابناپذیردررفتاروعمل انسان برای ارضای روح کنجکاو اوخواهد بود. گردشگری به دلیل ماهیت و توانایی در جهت اقتصاد عصر پساساختاری، موجب تسریع در شکل گیری دهکده جهانی خواهد شد. گردشگری در روند رو به رشد خود حتی حکومتهای غیردموکراتیک، سنتّی و درونگرا را نیز مجبور خواهد کرد تسهیلاتی در کلیه زمینهها برای توسعه آن ایجاد کنند. مقاله حاضر از حيث،طرح مسأله و مطرح كردن موضوعات مختلف در اين خصوص، نقطه آغازين خوبي براي چنين بحثهايي است.
انواع گردشگری:
گردشگری انواع مختلفی دارد و شناخت انواع گردشگری برای برنامه ریزی در عرصه گردشگری اهمیت اساسی دارد. نیست :.
۱)گردشگری فرهنگی:
گردشگری فرهنگی ، بخش مهمی از تقاضای جهانی گردشگری را تشکیل میدهد. طبق آمار سازمان جهانی گردشگری ۳۷ درصد گردشگری بین المللی با انگیزه فرهنگی انجام میشود و این تقاضا در حال افزایش است. رشد گردشگری فرهنگی و گردشگری میراث به عنوان عناصر گردشگری نوین، توجه سیاستگزاران و محققان را در سراسر دنیا به خود جلب کرده است.«گردشگری فرهنگی عبارت است از مسافرت افراد از محل سکونت خود به مکانهایی که جاذبه های فرهنگی دارند. ایجاد جایی به قصد کسب اطلاعات و تجارت برای ارضای نیازهای فرهنگی گردشگران انجام میشود.
از جمله ویژگیهای گردشگران فرهنگی میتوان به سطح بالای تحصیلات آنان، بالا بردن میانگین سنی آنان و شاغل بودن آنان اشاره کرد. «گردشگری فرهنگی مایل به آشنایی با فرهنگ مناطف مختلف، خواهان کاوش در چشم اندازهای فرهنگی جوامع انسانی و شناخت بررسی آئینهای سنتی درک آنها است .در این نوع گردشگری به جذابیتهای فرهنگی توجه میشود. از قبیل موزه ها، نمایشگاهها، ارکسترها، نمایشنامه ها، هنرهای دستی، معماری در ایران علاوه بر موارد ، آئینهای سنتی نظیر تعزیه، مراسم چهارشنبه سوری، جشنهای مذهبی زرتشتی و اسلامی، عزاداریها مانند محرم و ... نیز از جذابیتهای فرهنگی میتواند تعریف شود. در سالهای اخیر رواج یافته اخیر از سوی مسئولان گردشگری ایران بارها درخصوص میزان اهمیت گردشگری فرهنگی و سهمی که ایران میتواند در این زمینه به دست آورد تأکید شده است و ایران در تلاش است ، این نوع گردشگری را تبلیغ تا در راستای هنرهای دستی و ابداعات بشری، و شناخت هنر های محلی ، سفالگری ها که دارای ابداعات و آثار با ارزشی بودنده اند رواج دهند.
۲) گردشگری هنری:
« گردشگری هنری در پی شناخت هنرهای ملل دیگروآگاهی از آنان است. ایرانیان از هزاران سال پیش در زمینه انواع هنرها مانند :
سفالگری،معرقکاری،کاشیکاری،قالیبافی،نمدمالی،نقاشی،خوشنویسی،مینیاتوروغیزه اند که خوشبختانه بسیاری از آنها باقی مانده اند و از جاذبه های ایران برای گردشگران هستند.
۳) گردشگری تاریخی:
در این نوع از گردشگری که گردشگری میراث نیز نامیده میشود و به بازدید از موزه ها، مکانها و ابنیه تاریخی میپردازد، امروزه بخش عمدهای از گردشگری را به خود اختصاص داده است. ایران با وجود ابنیه های تاریخی فراوان در این زمینه می تواند بسیار موفق باشد.
۴) گردشگری تفرح و تفرج:
در صنعت گردشگری مسافرت برای تفریح در کانون توجه است. در کشورها یا مکانهایی که پذیرای گردشگرند، کسانی مسافر تفریحی محسوب میشوند که در مقصد به تفریح و تفرج میپردازند، از اماکن دیدنی بازدید میکنند، سوغات میخرند، عکس میگیرند و سرانجام اینکه برای دورههای کوتاه مدت در آن مکانها اقامت میگزینند. در این نوع گردشگری، گردشگری ساحلی بسیار مورد توجه است و گردشگران معمولابه نقاط مختلف سفر میکنند. در این نوع گردشگری کشورهایی همچون اسپانیا، ایتالیا، ترکیه، یونان، آمریکا توانسته اند بیشترین جاذبه ها را فراهم آورند. بیشتر تلاش بازاریابها و پژوهشگران صرف درک این گروه میشود و میکوشند تا چنین گردشگری را میان گروههایی از افراد که از نظر اجتماعی، ترکیب جمعیتی یا روان شناسی ویژگیهای مشابه دارند، تقسیم کنند. با توجه به اینکه ایران کشور گرمی است و هزاران کیلومتر مرزآبی با دریای خزر در شمال و خلیج فارس و دریای عمان در جنوب و سواحل دریاچه خزر در شمال دارد در این زمینه کشوری با تواناییهای بالقوه است، اما به دلایل قانونی، عرفی و مذهبی تمایلی به رواج این نوع گردشگری وجود ندارد.
۵) گردشگری دریایی:
گردشگریی که از ساحل دور می شود و به وسط دریا و اقیا نوس منوط می شود،و از دهه ۱۹۸۰ در حال گسترش است.کشتیهای بزرگ اقیا نوس پیما که گردشگران را پذیرا می شوند و انواع تفریحات سالم و ناسالم را شامل است برای آنها فراهم می کنند در حال گسترش اند.کشتی تایتانیک نمونه مشهور آن است،وکشتی بزرگ کویین که سالن کنفرانس آن ۱۰۸۰ نفر گنجایش دارد و آن قدر مهم است که به دست ملکه الیزابت ، پادشاه انگلستان افتتاح شد. سایر تفریحات دریایی ، مثل غواصی، صیید،شکارو مشارکت در پژوهشها (به عنوان گردشگر)در حال گسترش می با شد.ولی این شاخه از گردشگری دریایی نسبت به شاخه ساحل دریا درصد بسیار کوچکی از گردشگران را جذب می کند.
6
6)گردشگری طبیعت گردی:
گردشگری طبیعت نوعی توریسم طبیعی و پایدار است که با مشارکت گردانندگان بومی و بهره گیری از پتانسیلهای بومی و طبیعی گردشگری میسر میشود. سازمان جهانی گردشگری؛ اکوتوریسم را اینگونه تعریف میکند: «نوعی از گردشگری که در آن مسافرت به مناطق طبیعی (که به نسبت بدون آسیب مانده) با اهداف مطالعاتی و بهره بصری از مناظر و رستنیهای طبیعی و حیات وحش و با توجه به جنبه های طبیعی هم در گذشته و هم در حال صورت میپذیرد.»
گستره فضایی این الگو، محیط طبیعی مثل ساحل، جنگل، کوه، کویر، غار و نظیر اینها است. این الگوی فضایی از گردشگری در برگیرنده گونههای متفاوتی از گردشگری شامل گردشگری زیست محیطی، گردشگری دریایی، گردشگری ورزشی، گردشگری صید و شکار، جمع آوری گیاهان و حیوانات و نظیر اینها است. طبق برآورد انجمن گردشگری زیست محیطی، گردشگری طبیعت یا طبیعت گردی ۲۰ درصد و گردشگری زیست محیطی ۷ درصد بازار مسافرت جهانی را در اختیار داشته است. درآمد این نوع گردشگری اغلب جهت حفاظت از محیط و یا امور تحقیقاتی هزینه میشود و تنها تعداد کمی از کشورها نظیر کنیا بخشی از درآمدهای به دست آمده را صرف امور دیگری مینمایند. «گردشگری زیست محیطی، سرمایه و پول فراوانی را از نواحی مرکز به پیرامون میبرد و بدین ترتیب عدالت اقتصادی پدید میآورد.»هر گونه برنامه ریزی و سیاستگزاری در حوزه اکوتوریسم باید واجد شرایطی باشد که در وهلۀ اول موجب توسعه اقتصادی جوامع باشد و دیگر تضاد میان منابع مورد استفاده گردشگران و زندگی ساکنان بومی را به حداقل برساند و چگونگی توسعه گردشگری در این بخش نباید تعارضی با ویژگیهای اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی جوامع محلی داشته باشد. عبارتند از؛
الف) بکارگیری نیروهای محلی در این بخش،
ب) افزایش کیفیت طبیعت،
ج) پاکسازی دائمی محیط و دور نگهداشتن آن از آلودگیهای صوتی، زباله و ازدحام بیش از حد،
د) فراهم نمودن تسهیلات برای تشکلهای غیردولتی و انجمنهای محلی برای مشارکت در طرحهای اکوتوریسمی، ایجاد مؤسسات و آزمایشگاههای ولو کوچک در جهت شناسایی و تقویت زیست بوم منطقه،
و( تأسیس یگان ویژه محافظت.
ایران دراین زمینه نیز دارای قابلیتها و جاذبه های فراوانی است همین بس که از سوی رئیس سازمان جهانی گردشگری به عنوان یکی از پنج
کشور دارای بیشترین تنوع زیتسی و جانوری در دنیا نام برده شده است.
7 )گردشگری تجاری و بازرگانی:
در سفرهایی که با هدف بازرگانی و تجارت انجام میشود، مسافر در گردهماییها، کنفرانسها، نمایشگاهها، شوراها، برنامههای مذهبی، تبلیغی و کارهای حرفهای یا تخصصی شرکت میکند.یکی از مهمترین پدیدههای قابل مشاهده در سفرهای بازرگانی سفر چند منظوره است؛ به این معنی که مسافر میتواند با یک سفر، چندین هدف را تأمین کند، برای مثال هنگامی که فردی با هدف بازرگانی به همراه همسرش سفر میکند، یا زمانی که تعطیلات خانوادگی با مسافرت بازرگانی یا شرکت در سمینار هم زمان شود، نوعی مسافرت دو منظوره مشاهده میشود. کشورهایی همچون آمریکا، آلمان، ژاپن، انگلیس بیشترین مسافران تجاری را به خود جلب مینمایند حتی در آمریکا ۲۵ درصد مسافران را این نوع گردشگران تشکیل میدهند. به دلیل وضعیت اقتصادی ایران و نیز اوضاع سیاسی سفرهای تجاری بیشتر از داخل به خارج از کشور میباشد.
8 )گردشگری شهری:
نواحی شهری به علت آنکه جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیار دارند غالباً مقاصد گردشگری مهمی محسوب میشوند. شهرها معمولاً جاذبه های متنوع و بزرگی شامل موزهها، بناهای یادبود، سالنهای تئاتر، استادیوم های ورزشی، پارکها، شهربازی، مراکز خرید، مناطقی با معماری تاریخی ومکانهایی مربوط به حوادث مهم یا افراد مهشورد را دارا هستند که خود گردشگران بسیاری را جذب میکند.
همراه با توسعه گردشگری در نواحی شهری، برای برآوردن نیازهای گردشگران، خدمات حمایتی بیشتری نظیر رستوران و محل اقامت ساخته میشود، البته بازدید کنندگانی که از خارج شهر میآیند تنها کسانی نیستند که از این امکانات استفاده میکنند وخود مردم شهر هم از زیرساختها بهره مند میشوند در این ارتباط میتوان به شهرهایی همچون پاریس، لندن، نیویورک اشاره کرد که در درون خود جاذبه های بسیاری را جای دادهاند.تهران، اصفهان، تبریز، مشهد، شیراز در بین شهرهای ایران دارای امکانات، جاذبهها و زیباییهای بیشتری میباشند و هر ساله میلیونها مسافر را برای بازدید از دیدنیهای این شهرها به سوی خود میکشاند.
9 ) گردشگری روستایی:
در گردشگری روستایی منابع فرهنگی، طبیعی و تاریخی نواحی روستایی به عنوان کالای فرهنگی گردشگری قابل عرضه اند. گردشگری روستایی موجب رشد اقتصادی، ایجاد تنوع و ثبات در اشتغال، پویایی تجارت و صنایع، گسترش فرصتهایی برای رشد درآمد به صورت فعالیتهای چندگانه، ایجاد بازارهای جدید برای محصولات کشاورزی و گسترش مبنای یک اقتصاد منطقهای میشود. یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد گردشگری
روستایی رغبتبخش خصوصی و سرمایه گذاری به علت کوچک بودن و تنوع و ساده بودن طرحها است. در سالهای اخیر با توجه به گسترش زندگی شهرنشینی و ماشینی، بسیاری از مردم تمایل دارند به محیطهای آرام با زندگی سنتی سفر کنند، در واقع این نوع گردشگری شباهتی هم به گردشگری بومی دارد علی الخصوص در اروپا و آمریکای شمالی مردم به این نوع گردشگری تمایل دارند. مردم به نواحی کشاورزی، دامداری میروند و مدتی را در آنجا اقامت میکنند و از نزدیک شاهد نحوۀ زندگی روستایی هستند. در ایران اگر شرایط و امکانات آن فراهم شود گردشگری روستایی میتواند از جمله موارد مهم درآمدزای جهانگردی به حساب آید. ایران دارای روستاهای بکر و سنتی است که برخی از آنها با معماری خاصی که دارند میتوانند شهرت جهانی کسب کنند نظیر ماسوله در گیلان، ابیانه در کاشان ، زیارت در گرگان و...
10گردشگری قومی و عشایری:
این نوع گردشگری به منظور مشاهده سبک زندگی افراد بومی و اقوام انجام میشود. هدف گردشگری قومی شناخت اقوام مختلف و شرکت در تجربه های آنها است. تماشای مراسم سنتی، جشنها، آئینها از جمله جذابیتهای این نوع گردشگری است و برخی نیزجهت درک بهتری از موقعیت خود و یا دنیای معاصر به این گونه سفرها روی میآورند .در ایران به دلیل وجود اقوام مختلف لُر، کُرد، تُرک، بلوچ، عرب، ترکمن و خصوصیاتی که هر کدام از آنها دارند واجد جذابیتهای فراوانی برای هر ناظر و گردشگر بیرونی است. بسیاری از گردشگران علاقه دارند تا از نزدیک به تماشای زندگی سنتی و قومی بپردازند.گردشگری عشایری قابلیت اقتصاد سرمایه داری را در تعریف فضایی مناطق عشایری و ادغام آنها را در چرخه مصرف نشان میدهد ولی آنچه میتواند با اهمیت باشد شناخت این گونه گردشگری و تجزیه و تحلیل فضای آن برپایه سودمندی، رفاه و پایداری برای رسیدن به توسعه مفید است. توسعه خدمات گردشگری عشایری دارای آثار مثبت و منفی و چالشهایی است که با برنامه ریزی کارفرهنگی میتوان از آثار منفی و چالشها کاست و بر محاسن آن افزود.ایران در این زمینه به طرز چشمگیری غنی است ومی تواند موفق به جذب هزاران گردشگر،محقق و انسان شناس از سراسر جهان شود.
11 گردشگری مذهبی:
دراین نوع گردشگری افرادی را شامل میشود که به منظور دیدارازاماکن مقدس یاانجام دادن امور مذهبی مسافرت میکنند. میلیونها مسلمان به عربستان سفر میکنند، مسیحیان به واتیکان یا کلیساهای مقدس، بودائیان به بنارس و برهمائیان به لهاسا سفر میکنند و... شاید بتوان گفت در ایران این نوع گردشگری بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده است. سالانه ۱۵ میلیون نفر از ایرانیان تنها به شهر مشهد که یکی از امامان مقدسشان در آنجا دفن است سفر میکنند. این شهر در شمال شرقی ایران قرار دارد. همچنین سفر به مکه، کربلا، نجف، دمشق، مدینه از بیشترین اقبال در نزد ایرانیانی که
به خارج از کشور سفر میکنند برخودار است.تقریباً اکثریت ایرانیان آرزو دارند در عمر خود حداقل یک بار از این اماکن را زیارت نمایند. آنها معتقدند این امر از نظر معنوی آنها را به میزانی از رضایت قلبی میرساند اما از لحاظ اقتصادی به نفع کشورهای عراق، سوریه و عربستان سعودی است که بسیاری از مقابر و اماکن مقدس شیعیان (۹۱ درصد ایرانیان شیعه هستند) را در خود جای دادهاند. ایرانیان در این سفرها مبالغ زیادی هزینه میکنند آنان برای خود و خویشاوندان خود سوغات خریداری مینمایند و درآمد هنگفتی را به بازارهای کشورهای عربستان سعودی، عراق و سوریه سرازیر میکنند. این نوع گردشگری چون کاملاً با ایدئولوژی حاکم نیز همخوانی دارد در ایران بسیار ترویج میشود و سرمایه گذاریهای کلانی نیز چه در داخل و چه در خارج از کشور برای آن میشود. مثلاً در جریان بمبگذاری هایی که در شهرهای کربلا، سامرا در جریان بحران عراق شده است هم حکومت و هم مردم ایران کمک بسیار زیادی جهت بازسازی آنها نمودهاند و این در حالیست که به دلیل ساختن سدها، بزرگراهها و برخی تأسیسات ،سالانه صدها مکان باستانی ایران تخریب و یا برای همیشه نابود میشوند.
12) گردشگری ورزشی:
شمار زیادی از میهمانان کشورهای مختلف اشخاصی اند که با قصد ورزش و تمرین یا شرکت در مسابقات ورزشی، تماشای مسابقه تیمها یا بازیکنان مورد علاقه شان، یا گذراندن اردوهای ورزشی به سفر رفتی اند. ورزش برای عدهای از مسافران جنبۀ تفریحی و تفننی دارد. مثل کسانی که به دلیل علاقه به موجسواری، قایقرانی، کوهنوردی و اسکی بازی و یا تماشای مسابقات ورزشی به کشوری سفر میکنند و برای عدهای جنبه حرفهای دارد. مثل تیمها یا بازیکنانی که برای برگزاری یک مسابقه ورزشی یا گذراندن ارودوی تمرینی عازم کشورهای دیگر میشوند. گردشگران ورزشی علاوه بر ورزش اقدام به بازدید از اماکن دیگر و یا احیاناً خرید نیز مینمایند.در ایران تقریباً هیچ مسابقه مهم ورزشی بعد از سال ۱۹۷۹ برگزار نشده است در حالیکه در سالهای پیش از این تاریخ ایران میزبان برگزاری بازیهای آسیایی در سال ۱۹۷۴، جام فوتبال ملتهای آسیا و... بوده است. در این زمینه سه علت عمده میتوان متصوربود:
الف) عدم وجود تأسیسات ورزشی استاندارد به اندازه کافی،
ب) تصور ناامن بودن ایران برای برگزاری مسابقات مهم،
ج) عدم وجود خدمات مطلوب (نظیر خدمات حمل و نقل، اقامتگاه و ...
13 ) گردشگری ماجراجویانه:
در هر جامعه کسانی هستند که به انجام دادن کارهای متهورانه و مخاطره آمیز علاقه وافر دارند. برخی از این افراد با اقدام به مسافرتهای ماجراجویانه به
توانایی خود پاسخ میدهند. چنین گردشگرانی میخواهند از راههای جدید یا غیر عادی، مهارتها و تواناییهای جسمی خود را در مواجهه با سختیها و دشواریها بیازمایند. لذا نوعی از گردشگری برای آنان لذت بخش و جذاب است که توأم با هیجان بیشتر باشد.در واقع این گونه سفرها حس کنجکاوی خطرپذیری و قوای جسمانی انسانها را مورد آزمایش مینماید. ایران به دلیل برخورداری از تقریباً همه انواع شرایط اقلیمی و طبیعی (کوهستانهای سر به فلک کشیده، رودخانههای خروشان، جنگلهای انبوه در شمال کشور، غارها و آبشارها) از تواناییهای مناسبی در این زمینه برخوردار است.
14 ) گردشگری سلامت:
گروهی از مسافران برای استفاده از خدمات پزشکی به مکانهایی که تسهیلات درمانی مورد نظرشان وجود داشته باشد، سفر میکنند، بنابراین چنین سفری شامل فعالیتهای گوناگونی میشود که با هدف تأمین بهداشت و سلامت فرد یا گردشگر انجام میشود مانند مراقبت بهداشتی و گذراندن دوره نقاهت و بازپروری. گردشگری سلامت یک مفهوم جدید است.در گرشگری بهداشتی (معالجه، سلامت) معمولاً جریان جابجایی از پیرامون به مرکز است چرا که امکانات ویژۀ پزشکی و بهداشتی را میطلبد که اغلب در کشورهای پیشرفته موجود است. در سالهای اخیر آمریکا، آلمان، سوئیس، اسرائیل، مالزی همواره از کشورهایی بودهاند که بیماران زیادی به منظور درمان به این کشورها سفر کردهاند. البته گاهی جهت درمان نیازمند یک محیط آرام، پاکیزه و زیبا است که چه بسا جریان سفر از مرکز به پیرامون باشد. بالا رفتن سطح دانش مردم دنیا و توجه بیشتر به بهداشت و سلامت موجب افزایش جذابیت این گونه سفرها شده است.» امروزه این نوع توریسم در کشورهایی همچون یونان، کرواتی، صربستان و ... بسیار مورد توجه بوده و رواج دارد.مردم برای درمان بیماریهای تنفسی، استخوان درد، پوکی استخوان، بیماریهای کلیدی، حساسیت و دیگر مشکلات سلامتی تمایل دارند به چنین مناطقی مراجعه نمایند. در سالهای اخیر در کنار تأکید بر گسترش گردشگری فرهنگی در ایران، به این نوع گردشگری نیز در
قالب سخنرانی مسئولان مربوطه و نیز برگزاری سمینارهایی در این زمینه تأکید ویژه شده است و متولیان امر معتقدند ایران به دلیل برخورداری از طبیعت متنوع ،آرام و بکر میتواند سهم بیشتری از گردشگرانی که با قصد معالجه و تقویت سلامتی سفر میکنند را به خود اختصاص دهد. در ایران مکانهای زیادی وجود دارد که گردشگران جهت به دست آوردن آرامش، درمان نارساییهای پوستی به آنجا مراجعه میکنند نظیر؛ کوهستانها، دریاچههایی همچون ارومیه، چشمههای آب گرم معدنی نظیر سرعین، لاریجان دارای تواناییهای بالقوهای در این زمینه است اما با توجه به شرایط فعلی و محلی کشور به نظر نمیرسد به تنهایی بتوانند موجب جذب جهانگردان خارجی شوند.
15 ) گردشگری فضا:
نوع دیگری از گردشگری مسافرت به فضا است که در سالهای اخیر آغاز شده است و تاکنون تعدادی از افراد با هزینۀ خودشان از طریق سایتهایی در آمریکا و روسیه به فضا رفتهاند و مدتی را در آنجا به همراه فضانوردان حضور داشتهاند. یکی از این گردشگران بانام انوشه انصاری که ایرانی است به عنوان اولین گردشگر زن تاریخ است که مدتی را در فضا گذراند. به نظر میرسد با توجه به اینکه این گردشگران هزینه های گزافی را میپردازند و این خود میتواند به عنوان حمایت مالی گسترش تحقیقات فضایی مؤثر باشد، در سالهای آتی رشد شتابنده گیرد.
16) گردشگری الکترونیکی:
عصر جدید، را برخی عصر الکترونیک نام نهادهاند. گسترش و رواج امکانات و وسایل الکترونیکی نظیر تلویزیونها، ماهواره و اینترنت، موجب شده است تا مردم هر چه بیشتر و به راحتی با دیگر نقاط دنیا ارتباط برقرار کنند وهمچنین دیگر نقاط را مورد شناسایی قرار دهند. تقریباً تمامی شرکتهای گردشگری، هواپیماییها، آژانسهای مسافرتی، اماکن تفریحی، تاریخی و ... در نقاط مختلف دنیا، دارای وب سایت، پست الکترونیک و برخی از آنها دارای شبکههای تلویزیونی، ماهوارهای میباشند و بدین طریق خود را به مردم مناطق مختلف دنیا معرفی مینمایند. در ایران نیز همچون سایر نقاط سعی شده است از طریق اینترنت جاذبه ها معرفی شوند ولی هنوز در حد مناسب و کافی نیست وهنوز بسیاری از علاقمندان اطلاعات مورد نیاز خود را نمی توانند از طریق اینترنت به دست اورند
17) گردشگری مجازی:
گردشگری مجازی مقوله جالبی است که حداکثر دو دهه از پدید آمدن آن نمی گذرد. گردشگری مجازی ، حضور در سرزمین دیجیتالی وب ، و مشاهده داده های صوتی ، متنی و تصویری از دنیای فیزیکی پیرامون ما است . دور دنیا که در نوشته ژول ورن ، نویسیده شهیر فرانسوی ، در هشتاد روز امکان پذیر شد ، امروز با ابر متن های اینترنتی ، با یک کلیک امکان پذیر است. دور دنیا با یک کلیک ، آرزویی بود که امروزه از مرحله آرزو به حقیقتی
غیر قابل انکار مبدل شده است . بااستفاده از سایت های کاخ موزه ها ، اماکن باستانی جهان می توان به دنیایی اطلاعات متنی و تصویری از نمادهای تاریخ باستان دست یافت. برخی از پایگاه های دولتی در اینترنت ، امروزه سیستم های دوربین شهری خود را به سرزمین دیجیتال نیز پیوند داده اند. بااین دوربین ها می توانید شهرهای مختلف را به صورت زنده مشاهده کرده و حتی از ان ها عکس یادگاری بگیرید. شهرداری تهران و حتی سایت مرکز کنترل ترافیک استان تهران ، چنین سرویسی را در دسترس علاقمندان قرار داده است. اما این که چرا مجموعه ارزشمند پاسارگاد یا بیستون یا سعدآباد تهران
. میلیون ها کاربر از سراسر جهان ، به دنبال برگزاری تابستانی مسابقات جام جهان در شهرهای آلمان ، امروزه از سایت های دولتی و غیر دولتی گردشگری این کشور استفاده می کنند. این مسئله ، نقش قابل توجهی در آشنایی با فرهنگ و دانش و پتانسیل تجاری و سیاسی و علمی دولت فدرال آلمان داشته است . وقتی کانال آلمان ، پخش مستقیم مراسم قرعه کشی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان را پخش نمود ، بیش از ۲ میلیارد بیننده از سراسر جهان و صدها میلیون کاربر اینترنت ، این مراسم را نظاره گر بودند. این مسئله ای بود که تاثیر زیادی بر روی ارتقای سطح حداکثری علاقمندی برای سفر به کشور آلمان ایجاد نمود. به هر حال ، با ارتقای سیستم های اطلاع رسانی و ارتباطی دولتی در اینترنت و گسترش دولت الکترونیک بر روی سرزمین دیجیتال ، می توان به توسعه توریسم اینترنتی و استفاده از میلیون ها دلار فواید آن امیدوار بود.
18 ) گردشگری بیابانی:
گردشگری بیابانی برای آن دسته از گردشگران که علاقه به سفر به نواحی خشک و گرمسیر را دارند و یا رویای سفر بر کوهان شتر را در سر میپرورانند و یا قصد تحقیق در مورد خاک، موجودات زنده و آب و هوای نواحی بیابانی را دارند اهمیت دارد. ایران با درا بودن ۲ صحرای بزرگ لوت و دشت کویر از این لحاظ نیز برای گردشگری جاذب است اما عملاً اقدام مناسبی از سوی متولیان گردشگری ایران در این خصوص صورت نگرفته است، بسیاری از خارجیان را عقیده بر این است که ایران کشوری بیابانی است اما هیچ اطلاعی از این بیابان ندارند.
19 )گردشگری آموزشی و علمی و گردهمایی :
این نوع گردشگریها به منظور تحقیقات یا شرکت در همایشهای علمی است.در ایران سالانه هزاران سمینار و دوره آموزشی برگزار میشود اما تنها تعداد کمی از آنها در سطح بینالمللی است و از این نظر تعداد اندکی از جهانگردان و یا محققان را به خود جلب میکند. علاوه بر آن به دلیل وجود
رویکردهای ایدئولوژیکی در دانشگاههای ایران و نیز فاصله علمی، تحقیقاتی آن با کشورهای پیشرفته و شرایط خاص اجتماعی، تعداد دانشجویان خارجی در ایران رقم بسیار ناچیزی را تشکیل میدهد.
20) گردشگری کاری:
مقصود از این نوع گردشگری تفریح یا استراحت نیست بلکه انجام بخشی از کارتوام با مسافرت است.از مشخصات بارز این گردشگری شرکت در کنفرانسها ، گردهماییها، سمینارهای علمی، تحقیقاتی و تخصصی است.
اهمیت جهانگردی
در اسناد مكتوب و بجامانده در تاریخ جایگاه گردشگری مشخص است. انبوه سفرنامهها، سیاحتنامهها كه از قرون گذشته بجا مانده است بیانگر اهمیت جهانگردی در فرهنگ بشر است. جهانگردان دوران گذشته قالباً به دو دسته تقسیم میشدهاند جهانگردان انفرادی كه به منظور كشف مجهولات، كسب تجربه و ارضای كنجكاوی خود با سرمایه شخصی و همت خود جهان را درمینوردیدند و برخی از جهانگردان در استخدام حكومتها بودهاند و با پشتیبانی مالی و برنامهای مشخص اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به گردشگری مشغول میشدهاند.
كشف سرزمینهای جدید، تبادل آداب و رسوم و فرهنگ ، توسعه علوم و توسعه تجارت تنها بخشی از فواید گردشگری است. امروزه شاید بتوان توریسم را به دستههای مختلفی تقسیم كرد. توریسم فرهنگی، سیاسی، تجاری، تفریحی،علمی و ... و این یعنی ساماندهی یك گردش با برنامه.
در تفكر دینی اسلام برای جهانگردی كاركردی خاص مورد توجه قرار گرفته است. در قرآن حداقل ۶ بار جهانگردی توصیه شده اما با هدف مشخص عبرتآموزی و آموزشی:
1-فسیروا فیالارض فانظرو كیف كان عاقبهالمكذبین )آل عمران ۱۳۷( 2- آیاتی كه سفارش شده است كه در زمین بگردید و ببینید كه عاقبت مشركین، مجرمین، دروغگویان و تكذیبكنندگان خداوند چگونه بوده است. (لانعام ۱۱ ـ النحل ۳۶ ـ النحل ۶۹ ـ عنكبوت ۲۰ و الروم)
این سفارش توسط بسیاری از سیّاحان مورد توجه قرار گرفته و حاصل جهانگردی آنان به صورت سفرنامه چراغ راه مردم گردیده است. بسیاری از دستاوردهای رشتهٔ مردمشناسی امروزه مدیون این سفرنامههاست. بسیاری از مطالعات تاریخی و حتی مكاشفات باستانشناسی ریشه در اطلاعات برخی از سفرنامهها دارد. متون بجامانده از جهانگردان بسیار كاربردی و دقیق ثبت شده است و امروزه بعنوان یك گنجینه با ارزش تمدن بشری است. جهانگردی در دوران گذشته یك عمل خاص محسوب میشده و افرادی خاص كه از لحاظ اجتماعی و اقتصادی در شرایط مناسب بودند توان جهانگردی را داشتند كه این افراد اكثراً مشاهدهگران قدرتمندی بودند و وقایع و شرایط را به دقت ثبت میكردند.
امروزه بخش عمدهای از جهانگردی مشتمل بر سفرهای تفریحی مردم عادی است كه به منظور استفاده از امكانات و مواهب مناطق مختلف جهان و كسب لذت، هزینههای گردشگری را متقبل میشوند. البته هنوز تعداد قابل توجهی توریست حرفهای و اهل مطالعه و بررسی و علاقهمند به توسعه دامنه اطلاعات وجود دارد كه سفرهای توریستی خاصی را پیگیری میكنند.
شناخت اثرات گردشگری
پدیده نوین گردشگری که بر خاسته از افزایش اوقات فراغت است" به تدریج در تمامی جوامع جهان رسوخ کرده و از جنبه های گوناگون " آ ثار بسیار مثبت یا منفی به بار آ ورده است.امروزه بهترین بخش از اوقات فراغت افراد در جامعه های گوناگون به گردشگری اختصاص یافته است.از این رو در جنبه های گوناگون زندگی بشریت معاصر تاثیر فراوان می گذارد.گردشگری اقتصاد جهانی را کاملا تحت تاثیر قرار داده است و منبعی مهم برای شکو فایی اقتصاد کشورهای در حال توسعه و بر قرار کننده توازن مالی در اقتصاد بین الملل کشورهای فقیر و غنی است و زندگی اجتماعی را با ایجاد مشا غل گوناگون و ارتقای سطح در آ مد طبقات وسیعی از مردم را تغییر میدهد.تاثیر گردشگری بر سیاست/ فرهنگ/آداب و رسوم و خلاصه همه جنبه ها و مظاهر فرهنگی و معنوی گردشگران و مردم مناطق مورد بازدید بسیار قابل توجه است.
اثرات اقتصادی :
مسافرت و گردشگری به عنوان بزرگترین و متنوع ترین صنعتی دنیا به شمار میرود ، بسیاری از کشورها، این صنعت پویا را به عنوان منبع اصلی در آ مد ، اشتغال، رشد بخش خصوصی و توصعه ساختارهای زیر بنایی میدانند همه کشورهای جهان با رقابتی تنگا تنگ در پی بهره گیری از مزایای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و.... به ویزه در یافت سهم بیشتری از در آمد و بالاترین سطح اشتغال ناشی از بهینه سازی صنعت گردشگری در کشورهای متبوع خود هستند. تلاش همه کشورها بر دو زمینه "رشد" و "پایداری" این صنعت پایدار است.در حالیکه صنعت گردشگری با رشدی بی سابقه وارد عرصه جدید می شود و در سیستم اقتصاد جهانی بر اهمیت آن افزوده میگردد. درک دست اندرکاران و مردم ، پیرامون ارتباط مستقیم و موثر آن با آینده جوامع افزایش می یابد.دولت ،بخش خصوصی و رهبران جامعه باید به صورت جمعی بکوشند ، تا به پاسخ های زیر پاسخ دهند:
رشد گردشگری کجاست؟نوع بازار گردشگری کدام است؟ چه کسانی از رشد گردشگری سود میبرند؟منابع انسانی چه نقشی در رشد گردشگری دارند؟چه روشهای را باید از جاهای دیگر آموخت؟سیاستگزاران باید پیوسته به جهت و اثرات این رشد توجه کنند رشد به سوی چه؟
اصولا هدف رشد اقتصادی بالا بردن سطح زندگی مردم است، چون جامعه رشد پیدا میکند ،انتظار میرود منابع در اختیار تعداد بیشتری از مردم قرار گیرد.در دسترس قرار گرفتن منابع بیشتر ، تنها به صورت دستمزد ویا مصرف بیشتر نیست، بلکه دامنه آن جنبه های کیفی زندگی جامعه مانند بهود بهداشت ، آموزش ، هنر و فرهنگ و....... را نیز در بر می گیرد.
به عبارت ساده تر گردشگری در عصر حاضر بیش از هر فعالیت اقتصادی و صنعتی دیگر در جهان موجب حرکت سرمایه ها و انتقال پول شده است ،
مصارف و درامدهای حاصل از گردشگری به مراتب بیشتر و سریعتر از تولید نا خالص ملی و صادراتی جهانی کالا و خدمات رشد مییابد.
گردشگری وسیع ترین صنعت جهان و برخوردار از سریعترین رشد است. بر اساس آ مارهای اخیر ۱۰% از کل در امد های جهان مربوط به گردشگری است.
اثرات منفی اقتصادی)
نتیجه نامطلوب اقتصادی پدیدهای است که آن را کسر مسافرت مینامند و این مربوط به زمانی است که کل درآمدهای ارزی یک کشور از محل جهانگردان کمتر از مبلغی میشود که شهروندان آن کشور در خارج مصرف میکنند اگر اغذیه هتلها یا رستورانها از خارج از کشور وارد شود موجب خروج ارز و بازگشت درآمد و ورود گردشگر به خارج از کشور خواهد شد. کشورهای بسیاری از جمله در آفریقا قسمت اعظم درآمد جهانگردی خود را به این دلیل که هتلهای بینالمللی و رستورانهای مهم آن کشور غذای خود را از خارج از کشور یا کشور مبدأ وارد میکنند متحمل ضرر میشوند و در واقع مردم و اقتصاد این کشورها از این جهانگردان سود چندانی نمیبرد. گردشگری موجب گرانی کالاها و خدمات میشود.گاهی توسعه گردشگر در یک منطقهای که قبلاً کشاورزی بوده است سبب افزایش قیمت زمین میگردد و در نتیجه کشاورزان ترجیح میدهند زمین خود را بفروشند این مسئله از یک طرف موجب کاهش زمینهای زیر کشت منطقه میشود و از سوی دیگر به دلیل تعارضات و تناقضات اقتصادی و فرهنگی که پیش میآید (به عبارتی کشاورزی که یک شبه پولدار میشود و شیوه زندگی سنتیاش نیز تغییر مییابد) سبب بروز آثار و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی منفی میگردد و از سوی دیگر آن منطقه و چه بسا کشور نیز در دراز مدت از لحاظ مواد غذایی نیز دچار کمبود و حتی مجبور به واردات شود که به عبارتی بخش عمدهای از درآمدها و پول صرف خرید مواد غذایی خارج از منطقه و کشور خواهد شد نظیر آنچه که در شمال ایران رخ داده است و تقریباً هر ۲ سال یکبار تکرار میشود اوج آن در سال ۲۰۰۳ م بود. در آن زمان حتی برخی زمینها تا ۱۰ برابر قیمت فروخته شدند.
گاهی برخی مناطق یا در طرح های توسعه جهانگردی قرار گرفتهاند و یا افرادی صاحب ثروت و نفوذ قصد دارند منطقهای را تبدیل به یک ناحیه جهانگردی نمایند و با مخالفت کشاورزانی مواجهه میشوند که نمیخواهند ملک و شغل میراث خودشان را به راحتی از دست بدهند و این امر منجر به درگیریها و تعارضات میگردد.«به دلیل ضعف بنیه مالی ساکنان محلی برای سرمایهگذاری در ساخت هتلها، فروشگاههای بزرگ و سایر زیربناهای مورد نیاز گردشگری، ساکنان غیربومی و یا خارجیها وارد صحنه میشوند و سرمایهگذاری میکنند و حتی اجناس مورد نیاز گردشگران را از سایر مناطق به آنجا وارد میکنند یکی از تأثیرات این نوع سرمایهداری از دیدگاه ساکنان به کار نگرفتن آنها در مشاغل مهم یا سمتهای بالای سازمانی این صنعت و در نتیجه مشارکت نداشتن ساکنان در سیاستگذاری و تصمیمگیریهای مربوط به توسعه گردشگری در منطقه است.
آثار مثبت اقتصادی
ایجاد فرصتهای شغلی جدید، ارزآوری، ارتقای سطح زندگی مردم، فروش خدمات و کسب درآمد از جمله مزایای مستقیم حاصل از جانگردی است و از مزایای غیرمستقیم جهانگردی میتوان از فعالیتهای ساختمانی، صنایع دستی هنری، کشاورزی، باغداری، ماهیگیری، خدمات و کالاهای مصرفی، توسعه و بهبود تجهیزات زیربنایی مانند جادهها، خطوط ارتباطی و سیستمهای حمل و نقل نام برد جهانگردی شدیداً بر اشتغال تأثیر میگذارد. ورود جهانگردان مساوی است با تقاضا برای مکان (هتل، مهمانسرا) غذا (رستوران) جابجایی اقلام خریداری شده (باربر) جابجایی در سطح شهر یا منطقه (راننده) کسب اطلاعات (راهنما) گرفتن عکس (عکاسی) خرید سوغات (صنایع محلی و دستی و تولیدات داخلی) و ... اینها موجب افزایش افرادی خواهد شد که در این حوزه مشغول به کار میشوند و بدین ترتیب با پول گردشگر در واقع آنان شاغل خواهند شد و این به نفع دولت و ملت خواهد بود. «مطلوبترین اثر جهانگردی، ارزی است که وارد کشور میشود مقصود از مازاد درآمد ،پولهایی است که جهانگردان وارد یک کشور خاص میکنند و این پول بیش از پولهایی است که جهانگردان آن کشور در خارج به مصرف میرسانند گردشگری نه تنها موجب کسب درآمد مستقیم و چند برابر چرخه ی پولی غیرمستقیم، موجب رشد تولیدات می گردد.
آثار گردشگری فرهنگی
عملکرد ايران در زمينه جذب گردشگر فرهنگي چگونه بوده ؟
با توجه به پتانسيلهاي گردشگري فرهنگي در ايران, کشور ما در جذب گردشگر فرهنگي موفق عمل نکرده است. اين امر شايد دلايل زيادي داشته باشد ولي به نظر می رسد مهمترين دليل نبود جذب گردشگر در سايتهاي باستاني ناشي از معرفي نکردن مناسب محوطه هاست( يعني عدم تبديل اين محوطه ها به محصول گردشگري است)و اين مهمترين چالش سازمان در آينده خواهد بود؛چه، با وجود رويکرد يونسکو و سازمان جهاني گردشگري به اين دانش « مديريت ميراث فرهنگي» و « مديريت محوطه و گردشگري» اين دانشها در کشور ما تقريباً ناشناخته بوده و در اين زمينه کارشناسي در کشور وجود ندارد.
کشورهاي موفق جهان در جذب گردشگر فرهنگي کدامند؟
نظر متخصصان گردشگري بر اين است که امروزه گردشگري بدون انگيزه فرهنگي وجود ندارد . کشورهاي موفق دنيا در زمينيه گردشگري فرهنگي کشورهاي هستند که علاوه بر ساختار هاي مناسب گردشگري , ميراث فرهنگي و طبيعي بيشتري در فهرست آثار جهاني دارند. البته اين يکي ار شاخص هاست که گردشگران فرهنگي مد نظر قرار مي دهند. به دليل تنوع حوزه فرهنگ, گردشگران فرهنگي متفاوت و متعدد هستند ولي کشف شهودي و عيني در سفر شاخصه و علاقه گردشگران فرهنگي است.
تأثير گردشگري فرهنگي در رشد اقتصادي چگونه است؟
امروزه گردشگري فرهنگي سريعتر از بخشهاي مختلف گردشگري و با نرخ رشد بيشتري از گردشگري جهاني رشد ميکند. اين بدان معني است که محوطههاي فرهنگي, بناهاي يادبود و موزهها به طور روز افزون شلوغ و پر ازدحام ميشوند . اين امر نشاندهنده فرصتهاي بيشمار براي گردشگري است چنانچه با مديريت خوب، ارتباط سودمند و دو طرفه با ميراث برقرار کند.
سازمان جهاني گردشگري به عنوان يک سازمان بينالمللي با 144 عضو و بيش از 350 اعضاي وابسته از بخشهاي خصوصي به تعامل و ارتباط سودمند ميراث فرهنگي و گردشگري پايدار توجه ويژهاي دارد. اصول اساسي گردشگري فرهنگي استفاده از ميراث فرهنگي نوع بشر و مشارکت در ارتقاي آن است .
اين موضوع در «کد جهاني اخلاق براي گردشگري» بهوسيله اعضاءWTO در اکتبر 1999 گنجانده شده و بعد توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد در دسامبر 2001 تاييد شده است. افزايش تقاضا براي گردشگري فرهنگي همچنان به وسيله سير تکامل الگوهاي گردشگري حمايت ميشود. در واقع جاذبههاي گردشگري فرهنگي به طور فزايندهاي نسبت به گردشگران بيشتر است. بر طبق مطالعه کمسيون اروپا 20 درصد از گردشگران در اروپا از تنوع فرهنگي ارضاء ميشوند در حاليکه 60 درصد از آنها علاقهمند به کشف فرهنگها در طول سفر دارند. علاوه بر اين رشد مستمر تقاضا در گردشگري جهاني, هم در بعد محلي و بينالمللي گردشگران را به انواع مقصدها که شامل محوطههاي ميراثجهاني است توزيع ميکند هر چند عواملي در توزيع اين گرايشات و تقاضاها موثر هستند. امروزه گردشگري يا حداقل بخش توسعه يافته آن، علاقهمند به ميراث و به ويژه حفاظت آن است. تاجاييکه يافتههاي ميراث منبع بسيار ارزشمندي براي تدارک گردشگري متنوع و مداوم ميباشد, امروزه تقريباً فهم و ارتقاء هر دو حوزه از هم سرآمد تمامي فعاليتها است.
سازمان جهاني گردشگري از اين منظر از گردشگري و محوطههاي ميراث فرهنگي حمايت ميکند که مابين اين دو حوزه ارتباط سودمند و پايدار دو جانبه برقرار شود. اين ارتباط ميتواند بينظير باشد؛ چرا که محافظت از محوطهها، بناها يا ديگر يافتهها که دليل منطقي براي حفظ آنها وجود دارد منابعمالي بسيار عظيمي نياز دارد. چنانچه اين محوطهها از طريق گردشگري براي مردم در دسترس قرار گيرد، منابع عظيم مالي تامين ميشود و متقابلاً گردشگري ميتواند تنوع زيادي از اين محوطههاي بيپايان از جاذبهها در سفر و گردشگري که داراي معني و مفهوم پرارزشي از قبيل؛ کشفعيني، درک و فهم فرهنگهاي ديگر و غناي شخصي است در اختيار داشته باشد. رشد فزاينده گردشگري در 50 سال اخير يکي از قابلتوجهترين پديدههاي اقتصادي و اجتماعي اين دوره است. رشد گردشگران بينالمللي افزايش يافته, در واقع از 25 ميليون در سال 1950 به 698 ميليون در سال 2000 رسيده است. اين آمار نشان ميدهد که رشد متوسط سالانه بيش از 7 در صد در طول 50 سال بوده است.
پيشبيني سازمان جهاني گردشگري نشان ميدهد که اين رشد ادامه مييابد و گردشگري در آينده رشد فزايندهاي خواهد داشت،بهطوريکه گردشگران بينالمللي از يک ميليارد در سال 2010 به بيش از يک و نيم ميليارد نفر در سال 2020 افزايش خواهد يافت. اين ارقام به بخش کلي گردشگري مربوط است. اما انتظار ميرود گردشگري فرهنگي و گردشگري در محوطههاي ميراثجهاني از اين هم فراتر برسد.
افزايش تقاضا براي گردشگري فرهنگي به وسيله سير تکامل الگوهاي گردشگري حمايت ميشود که نشان ميدهد گرايش اشکار به سمت سفرهاي کوتاهتر با استفاده بهتر از تعطيلات ميرود. تعطيلات کوتاه موجب بازديدهاي کوتاه چند منظوره شده که اساساً بر گردشگريفرهنگي استوار است .
تحليلي بر آثار فرهنگي گردشگری
تاكنون گردشگری بيشتر از ديدگاه اقتصادي، مورد توجه پژوهشگران بوده است. عمدهترين آثار آن مبناي سياستگذاري در اين خصوص بوده است. در حال حاضر، روشن شدن ابعاد گوناگون پديدة گردشگری، رفته رفته توجه به جانب مسائل فرهنگي و اجتماعي آن معطوف گشته ، توجه قرار ميگيرد.
همچنان كه در ادبيات كشورهاي در حال توسعه، محققان و صاحبنظران از موقعيت توجه محض به جنبههاي اقتصادي، توسعه و الزامات سياسي آن، به موقعيت ملاحظه هم زمان كليه جنبههاي آن بويژه جنبههاي فرهنگي و اجتماعي آن چرخش كردهاند در ادبيات گردشگری بينالمللي كه در برخي از اين كشورها بخشي اساسي در فرآيند توسعه آنها محسوب ميشود توقع چنين چرخشي كاملاً مشهود است . به عبارت ديگر، در دو دهه 1980 و 1990 ميلادي بر خلاف دهههاي گذشته كه محققان كشورهاي در حال توسعه، موضوع گردشگری بينالمللي را در چارچوب آثار اقتصادي آن، بويژه ايجاد درآمدهاي ارزي كه عامل توليدي كمياب در اين كشور است.
آثار غير اقتصادي ورود گردشگران خارجي به اين كشور، بويژه آثار منفي آن موجب پيدايش و گسترش مطالعات روزافزوني در زمينه اين آثار شده است.:
جوانان جشنهاي سنتي محلي را قديمي محسوب ميكنند و آنها را تنها مناسب نسل گذشته ميدانند. مردم ديگر كمتر در جشنهاي سنتي حضور مييابند، هم به دليل اينكه اين جشنها عموماً در تابستان برگزار ميشود و آنان نميخواهند مشاغل گردشگری خود را ترك كنند و هم اينكه سبك زندگي آنان دگرگون شده است. زيرا جشنهاي محلي همواره فرصتي بوده است تا آحاد طبقات اجتماعي و اقتصادي را به هم نزديك كند و به بومیان محلی فرصتی می داد تا وجود خود را با نشانههاي هويت فرهنگي مشترك مانند سرودها ابراز نمايند. افراد مستقر در این مناطق از اين شكايت دارند كه جوانانشان وقت خود را در تفریحات ناسالم تلف ميكنند و برای وقتشان ارزش قائل نیستند و نسبت به سنتهای خودشان بی تفاوتند.. زيرا نميدانند كه چه لباسهايي بپوشند و قادر نيستند از فرصت خودشان بخوبی استفاده کنند نقش خانواده به عنوان يك واحد اقتصادي و اجتماعي نيز دگرگون شده است. امروزه نقش پدر مورد ترديد واقع شده زيرا فرزندان بزرگتر ـ كه معمولاً دركسب و كار گردشگری موفق بودهاند ـ ديگر در برنامههاي سرمايهگذاري خانواده حرفي براي گفتن ندارند. در بسياري از موارد، اين دگرگونيها بر بروز تضاد و رقابت در امر تملك ثروت و دارايي خانواده منجر شده است. طبق مطالعات صورت گرفته ، برخي گروههاي اجتماعي به آثار فرهنگي ورود گردشگران خارجي حساسيتي نشان نميدهند و حتي آن را مشتاقانه ميپذيرند گروههاي ديگر آن را به منزله اهانت و بياحترامي به مقدسات جامعه خود ميپندارند و به طرق مختلف درصدد مقابله با آن بر ميآيند.
برخي از محققان ريشه حركتهاي ضد گردشگری خارجي را به طور كلي به سه عامل نسبت دادهاند. عامل اول، بسط افكار برخاسته از «ديدگاههاي مكتب وابستگي» در امر تجليل فرآيند توسعه در برخي كشورهاي عقبمانده است كه در دهه 1960 مطرح شد. اين مكتب ورود گردشگران خارجي به كشورهاي در حال توسعه را عامل رشد طبقه سرمايهداري وابسته و ضد ملي ميداند كه به خاطر تأمين نيازهاي تجملي گردشگران غربي منابع جامعه را مصرف ميكند:
«عامل انحطاط بورژوازي ملي در كشورهاي عقبافتاده، اساساً بورژوازي غربي است كه به شكل گردشگران حريص براي كازينوها، رنگارنگي طبيعت و تفريح به اين كشورها وارد ميشوند. بورژوازي ملي مراكزي را براي استراحت و آسايش بورژوازي غربي و امكاناتي را براي برآوردن اميال آنها ايجاد ميكند. همه اينها به نام گردشگری و به نام ايجاد يك صنعت ملي انجام ميشود. خوب است تا يك لحظه به آنچه در ایران قبل از انقلاب نظري بيندازيم. كازينوهاي شمال کشور و تفريحگاههاي ساحلي آن مناطق همه و همه نشانههاي ننگآور و پوچي طبقه متوسط است كه به دليل تهي بودن از عقايد و ارزشها که در عمل كشور خود را به عنوان فاحشه خانهاي براي گردشگران خارجی می دانستند.
عامل دوم به تأثير مخرب گردشگران خارجي بر وضعيت زندگي زنان و كودكان جوامع گردشگرپذير در حال توسعه، بويژه بهرهكشي جنسي از آنها مربوط ميشود. نمونههاي بسياري از اين نوع بهرهكشي در برخي مقصدهاي گردشگری در آسيا ديده و مستندسازي شده است.
عامل سوم، تضاد در رفتار گردشگران خارجي با ارزشهاي مذهبي در جوامع در حال توسعه است.
اين عوامل، و نگرشهای مذهبی کشور ما در مجموع پيدايش و حضور روزافزون گروههاي ذينفع در زمينه آثار اجتماعي و فرهنگي گردشگری بينالمللي در جوامع در حال توسعه را در پي داشته است. اين گروهها به صورت سازمان يافته يا غير آن برعليه آن اشكال گردشگری خارجي كه مغاير با اعتقادات، ارزشهاي اخلاقي و فرهنگ آنهاست فعاليت ميكنند. يك نمونه از اين فعاليتهاي سازمان يافته را در چند سال گذشته بر علیه گردشگران در شیراز مواجه بودیم که منجر به ناامنی این گردشگران بوده.
ديگر گروهها هم در چند سال اخیر يك بيانيه عليه توسعه سريع و بيش از حد هتلها و تفريحگاههاي پنج ستاره منتشر كردند. در اين بيانيه آنان خواستار توقف ايجاد اين هتلها و يا گسترش آنها شده که چند صباحی دولت را به اخلال در برنامههاي گردشگری تهديد كردند. البته در برخی کشورهای مسیحی نشین هم شاهد چنین تحرکاتی از سوی گروههای مخالف هم بودیم.
علاوه بر مردم كشورهاي در حال توسعه گردشگرپذير كه بر عليه گردشگری مغاير با ارزشهاي فرهنگي در جامعه خود برپا خاستهاند برخي كشورهاي گردشگر فرست نيز ضوابطي عليه اين نوع گردشگران وضع كردهاند. براي مثال گردشگران آلماني كه در مقصدهاي گردشگری جرايم جنسي عليه نوجوانان زير 14 سال غيرآلماني مرتكب شده باشند در آلمان مورد تعقيب قرار ميگيرند. نهضت مقابله با آثار فرهنگي و اجتماعي منفي گردشگری تا به آنجا پيش رفته است كه نخستين اجلاس جهاني فعالان گردشگری (the first Network Meeting) (of Tourism Activists) كه در دسامبر 1991 در قبرس برگزار شد در بيانيه پاياني خود يك تعريف جديد و منفي از گردشگری بينالمللي ارائه كرد:
«گردشگری اساساً برابر است با تجاري كردن نيازهاي بشري به سفر كه در جهت منافع مادي مبلغان گسترش گردشگری و به زيان مردم جوامع گردشگرپذير و محيطزيست آنها انجام شود.» (مأخذ)
آيا از مطالب فوق ميتوان نتيجه گرفت كه ورود گردشگران خارجي به كشورهاي در حال توسعه بايد متوقف شود؟ همانطور كه در قسمت بعد معلوم خواهد شد اولاً، چنين نيست كه عموم گردشگران خارجي در پي لذتجويي محض و مغاير با فرهنگ جوامع ميزبان باشند. در واقع بخشي از گردشگران بينالمللي يعني گردشگری فرهنگي ميتواند خود عامل تشويق كشورهاي در حال توسعه به حفظ و عرضه ميراث فرهنگي خود باشد. ثانياً برخي دولتها و سازمانهاي غير دولتي بينالمللي در واكنشي كه قصد تصحيح آثار فرهنگي گردشگری خارجي را دارد نكات اخلاقي را در برنامههاي تبليغاتي گردشگری گنجاندهاند. براي مثال طي، كنفرانسي كه در اوايل دهه 1980 در آسيا برگزار شد شركتكنندگان نكات اخلاقي را كه گردشگران بازديد كننده از اين منطقه بايد رعايت كنند مدون نمودند.
در برخي كشورها نيز سازمانهاي گردشگری اقدام به انتشار جزوههاي معروف «سفر يا گردشگری مسؤولانه در قبال ارزشهاي اخلاقي و محيط زيست» جامعه خود كردهاند. در اين جزوات معمولاً سه اصل اساسي در چنين مسافرتهاي مسؤولانه گوشزد ميشوند كه عبارتند از: 1ـ شناخت و درك فرهنگ كشور ميزبان 2ـ احترام گذاشتن به آن و بذل توجه نسب به مردم كشور ميزبان 3ـ برخورد مسؤولانه و انساني با محيط زيست جامعه ميزبان.
پيامدهاي فرهنگي منفي گردشگری خارجي
مطالبي كه در بالا ارائه شد معرف تصور بسيار بدبينانهاي از تأثير رفتار گردشگران خارجي بر فرهنگ و اجتماع كشورهاي در حال توسعه بود. مغايرت رفتار برخي گردشگران خارجي با باورها، اعتقادات و ارزشهاي اجتماعي در جوامع در حال توسعه را چگونه ميتوان تبيين كرد و در مرحله بعد از بروز چنين رفتارهايي جلوگيري كرد؟
دولتها در كشورهاي در حال توسعه بسته به چگونگي موازنه درجه اهميت آثار اقتصادي مثبت گردشگری خارجي مانند ايجاد اشتغال و درآمدهاي ارزي و در مقابل، آثار فرهنگي و اجتماعي منفي ورود گردشگران خارجي ـ كه شمهاي از آن در قسمت اول بيان شد ـ گزينه خاص خود را اختيار ميكنند. براي مثال، آنچه براي دولت ايران در سالهاي قبل از انقلاب اهميت داشت آثار اقتصادي ورود گردشگران خارجي بود و به همين دليل براي مثال، در آن سالها شهري چون آبادان به مركز جذب اعراب خوشگذران از منطقه خليج فارس بدل شده بود كه امكانات خوشگذراني مانند ميخانهها و قمارخانهها را در كشور خود نميتوانستند بيابند (به دليل ممنوعيت ايجاد چنين مراكزي در اين كشورها). در واقع، چه در گذشته و چه اكنون برخي از كشورها، از اين نظر كه گردشگری خارجي ميتواند عامل تسريع رشد اقتصادي در اجراي برنامههاي توسعه آنها باشد سياست بيطرفي در قبال آثار فرهنگي و اجتماعي منفي گردشگری خارجي را اتخاذ كرده و ميكنند. در چنين كشورها يا مناطقي گروههاي اجتماعي، خود به اعتراض عليه رفتارهاي ضد ارزشي گردشگران خارجي برميخيزند و سعي ميكنند تا اين سياست بيطرفانه دولت خود را تحت تأثير قرار دهند . در مقابل، جامعهاي چون ايران يافت ميشود كه دولت آن شديداً بر رعايت ملاحظات فرهنگي توسط گردشگران خارجي بازديدكننده از كشور تأكيد دارد و منافع اقتصادي گردشگری خارجي را در چارچوب اين ملاحظات ارزشگذاري مينمايد.
همانگونه كه قبلاً گفته شد بازار تقاضا براي گردشگران خارجي در كشورهاي در حال توسعه بسته به نوع انگيزه اين گردشگران براي سفر، از اجزاي متفاوتي تشكيل ميشود. در واقع، تقسيمبندي گردشگران به گردشگران تفريحي، ورزشي، فرهنگي و امثال آن از همين تنوع تقاضا ناشي ميشود مطالعات متعددي دربارة انگيزه افراد از گردشگران خارجي انجام گرفته است. براي مثال، يكي از محققان، براساس انگيزه گردشگران از سفر، اين چهار نقش را براي گردشگران خارجي قائل شده است: گردشگری گروهي سازمان يافته، گردشگری فردي، گردشگری جستجوگرانه و گردشگری گريز از محيط خودي .
گردشگراني كه در گروه اول جاي ميگيرند كمترين ريسك را در سفر ميپذيرند و در طي سفر همان شرايط و امكانات زندگي در محيط اصلي خود را ميخواهند. در مقابل، گردشگری كه از محيط خودي گريخته است سعي ميكند تا حد ممكن خود را در فرهنگ جامعه ميزبان غرق كند. به عبارت ديگر، برخي گردشگران آمادگي دارند تا هر نوع محدوديتي را بپذيرند تا بلكه به فهم عناصر يك فرهنگ ديگر (فرهنگ جامعه ميزبان) دست يابند.
گردشگران باستانشناس از اين گروه هستند كه در تلاش براي برقراري تماس مستقيم با اعضاي جامعه ميزبان حاضرند از رفاه هتلهاي پنج ستاره بگذرند و در مكانهايي اقامت نمايند كه به رغم نداشتن امكانات رفاهي معمول در جامعه آنها،امكان برقراري اين نوع تماس را فراهم ميكند. به اين ترتيب، با توجه به انگيزه گردشگران از سفر، جامعه گردشگر پذير براي هرگروه از گردشگران بايد امكانات و تسهيلات مادي و غير مادي خاص آن را فراهم كند. گردشگر باستانشناس عمدتاً علاقهمند به ملاقات مردم محلي، مصرف مواد غذايي بومي و صحبت كردن به زبان جامعه ميزبان است، گردشگر باستانشناس عمدتاً علاقهمند به ديدن مكانهاي باستاني و مطالعه تمدنهاي قديمي است، گردشگر طبقه يك يا درجه يك در بهترين هتلها اقامت ميكند و به بهترين رستورانها ميرود و...
طبيعي است كه با توجه به اين گوناگوني گسترده نيازهاي روحي و مادي گردشگران خارجي، هيچ منطقهاي را نميتوان يافت يا دستكم ميتوان گفت كه كمتر منطقهاي قادر است كليه انواع گردشگران را جذب نمايد. نكته مهمي كه درباره اين نيازهاي روحي و مادي بايد گفت و ارتباط با موضوع مقاله حاضر پيدا ميكند آن است كه آنها با فرهنگ جامعه ميزبان يا در تضاد قرار ميگيرند يا انطباق دارند يا تركيبهاي گوناگوني از اين دو حالت را پيدا ميكنند. براي مثال، گردشگراني كه آب و هواي سواحل مديترانهرا دوست دارند و در استمرار سبك زندگي خوب در كشورهاي غربي شنا كردن و استراحت در اين سواحل را ميطلبند نيازهايشان در تضاد با ارزشهاي مقبول و اعلام شده جامعه ايران قرار ميگيرد. نكته اينجاست كه دولت ايران، چنين نيازهايي را صريحاً مغاير با سياست فرهنگي خود ميداند و طبيعتاً چنين گردشگراني را نميتوان و نبايد جذب كرد.
بعضي گردشگران خواستار تماس مستقيم با مردم جامعه ميزبان هستند. در زمان سلطه رژيمهاي كمونيستي در كشورهاي اروپايي شرقي طبيعتاً به سختي ميتوانستند پذيراي چنين گردشگراني در جامعه خود باشند.
از بحث فوق اين نتيجه بدست ميآيد كه هريك از مناطق جهان با توجه به ويژگيهاي اقتصادي، جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي و بويژه سياستهاي گردشگری دولت خود ميتواند پذيراي گروه خاص از گردشگران باشد و ميزان انطباق نيازهاي مادي و غيرمادي گردشگران خارجي يا اين ويژگيها و بويژه ملاحظات فرهنگي در سياستهاي گردشگری اين دولتها، وسعت بازار تقاضاي گردشگری در هر منطقه را مشخص ميكند. در اين جا نكته مهم اين است كه هر دولتي در راستاي امكانات جامعه خود و هدفهاي اقتصادي و غير اقتصادي، سياست مناسب براي جذب گردشگران خارجي را اختيار كند و توجه به اين نكته براي كشوري چون ايران كه دولت آن شديداً مراقب عدم برخورد اميال گردشگران خارجي با عناصر خرد و كلان فرهنگ جامعه خودي است و در ضمن آن، گسترش گردشگری خارجي را به عنوان راهي براي كسب درآمدهاي ارزي و نيز معرفي فرهنگ خودي به گردشگران تعقيب ميكند بسيار حائز اهميت است.
شرايط، امكانات و سياستهاي لازم براي جذب گردشگران خارجي
هر چند دادههاي لازم در دسترس نيست اما به نظر ميرسد توزيع گردشگران خارجي از نظر انگيزههاي سفر ـ و در نتيجه، از نظر شرايط و امكانات مادي و غير مادي مورد نياز براي جذب آنها به مثابه منحني توزيع نرمالي ميباشد كه بخش اعظم سطح اين منحني را گردشگران غربي پر كردهاند و بخش اعظم اين گردشگران نيز در پي دستيابي به تجربه جديد از زندگي در محيطهاي ديگر هستند، اما تجربهاي كه در آن سبك زندگي غربي تا حد زيادي تكرار شود
يك واقعيت كتمانناپذير اين است كه جامعه فعلي ايران هم به دليل امكانات اقتصادي خود و مهمتر از آن به دليل پررنگي ملاحظات فرهنگي در سياستهاي گردشگری خارجي نميتواند پذيراي اين گروه انبوه از گردشگران خارجي باشد. البته گفتني است كه رژيم گذشته سعي نمود تا كمبودها و كاستيهاي امكانات مؤثر در جذب گردشگری خارجي بويژه گردشگران ثروتمند غربي را برطرف كند اما حتي اگر رفع اين كمبودها دوباره و در دستور كار سياستگذاران نظام جمهوري اسلامي قرار گيرد اولاً اين اقدام در برخي از موارد با اقتضائات فرهنگي سياست گردشگری كشور تناقض پيدا ميكند (مانند تسهيل سرمايهگذاري چند مليتي در ايجاد هتلهاي پنج ستاره که اشاره شد) و ثانياً، مانع دوم كه همان اولويت اقتضائات فرهنگي در سياست جذب گردشگران خارجي است باقي ميماند.
گردآورنده: مسیح جواهردهی- کانون دوستی رامسر
